saying

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

say·ing/ˈseɪɪŋ/
1noun (اسم)commonplural (جمع): sayings

اسم — ضرب‌المثل

ضرب‌المثلگفتهسخن

یک عبارت کوتاه و شناخته شده که یک حقیقت کلی یا نصیحت را بیان می‌کند.

A short, well-known expression that states a general truth or piece of advice.

«همانطور که ضرب‌المثل قدیمی می‌گوید: «عمل بهتر از حرف است.»»

As the old saying goes, 'Actions speak louder than words.'

«مادربزرگم برای هر موقعیتی یک گفته داشت.»

My grandmother had a saying for every situation.

تفاوت با واژه‌های مشابه
proverbضرب‌المثل. این کلمه به طور خاص به یک جمله کوتاه و رایج اشاره دارد که حاوی یک درس اخلاقی یا حقیقت تجربی است. «An old proverb says...» خوب است و اغلب با saying قابل تعویض است، اما proverb کمی رسمی‌تر یا ادبی‌تر است.
maximپند، اصل اخلاقی. این کلمه به یک قاعده یا اصل اخلاقی مختصر اشاره دارد که یک راهنمای رفتاری است. «It's a good maxim to follow» کاربرد دارد.
متضادها
2noun (اسم)common

اسم — گفتن

گفتنبیانابراز

عمل بیان کلمات یا ابراز یک فکر.

The act of uttering words or expressing a thought.

«گفتن دعا برای بسیاری یک آیین روزانه است.»

The saying of prayers is a daily ritual for many.

«خداحافظی او اشک را به چشمانمان آورد.»

Her saying goodbye brought tears to our eyes.

تفاوت با واژه‌های مشابه
utteranceبیان، گفتار. این کلمه به عمل بیان چیزی یا به خود کلمات بیان شده اشاره دارد. «His utterance was clear» کاربرد دارد.
expressionابراز، بیان. این کلمه به معنای انتقال یک فکر یا احساس از طریق کلمات یا غیره است. «The expression of his feelings» خوب است.
متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000