tactics

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

tac·tics/ˈtæk·tɪks/
tactica planned method or strategy-splural suffix
noun (اسم)commonplural (جمع): tactics

اسم — تاکتیک‌ها

تاکتیک‌هاروش‌هاشیوه‌ها

روش‌ها یا برنامه‌های مشخص برای رسیدن به هدفی خاص، مخصوصاً در زمینه‌های نظامی، ورزشی یا رقابتی.

The specific methods or plans used to achieve a particular goal, especially in military, sports, or competitive contexts.

«تیم در طول مسابقه تاکتیک‌های خود را برای دفاع بهتر تغییر داد.»

The team changed their tactics during the match to defend more effectively.

«تاکتیک‌های نظامی معمولاً شامل برنامه‌ریزی و هماهنگی دقیق هستند.»

Military tactics often involve careful planning and coordination.

تفاوت با واژه‌های مشابه
strategyاستراتژی

رسمی/معمولی. استراتژی به برنامه‌ای کلی‌تر گفته می‌شود، در حالی که تاکتیک‌ها گام‌های کوچکتر در آن هستند؛ پس همیشه قابل جایگزینی نیستند.

Formal/common. Strategy refers to a broader plan, while tactics are smaller steps within it; they are related but not always interchangeable. For example, 'military strategy' vs. 'battle tactics'.

approachرویکرد

روزمره/رسمی. راه کلی برخورد با موضوع است که از تاکتیک‌ها گسترده‌تر است و فقط به طور کلی قابل جایگزینی است.

Everyday/formal. A general way to deal with something; broader than tactics, so interchangeable only when speaking loosely about plans.

methodروش

معمولی. به معنای راه انجام کاری است که گاهی با تاکتیک‌ها قابل جایگزینی است، اما روش ممکن است کلی‌تر و کمتر مربوط به رقابت باشد.

Common. Refers to a way of doing something, often systematic; sometimes used interchangeably with tactics, but method can be more general and less linked to competition.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000