back up
فعل عبارتی — دندهعقب رفتن
بهویژه با وسیله نقلیه، به سمت عقب حرکت کردن.
To move backward, especially in a vehicle.
«آهسته دندهعقب برو تا جدول را ببینی.»
“Back up slowly until you see the curb.”
«راننده با دندهعقب وارد مسیر خانه شد.»
“The driver backed up into the driveway.”
متضادها
فعل عبارتی — نسخه پشتیبان گرفتن
از دادههای دیجیتال نسخهای تهیه کردن تا در صورت مشکل از بین نروند.
To make a copy of digital data so it is not lost.
«پیش از عوضکردن گوشی، از عکسهایت نسخه پشتیبان بگیر.»
“Back up your photos before changing phones.”
«سیستم هر شب از فایلها نسخه پشتیبان میگیرد.»
“The system backs up files every night.”
فعل عبارتی — تأیید کردن
با مدرک یا کمک، از یک حرف، فرد یا اقدام پشتیبانی کردن.
To support a statement, person, or action with evidence or help.
«میتوانی آن ادعا را با داده تأیید کنی؟»
“Can you back up that claim with data?”
«همکارانش در جلسه از او حمایت کردند.»
“Her colleagues backed her up at the meeting.”