basic function

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

ba·sic func·tion/ˈbeɪsɪk ˈfʌŋkʃən/
phrase (عبارت)common

عبارت — کارکرد اصلی

کارکرد اصلیوظیفهٔ پایه

کار یا هدف اصلی و ساده‌ای است که یک چیز، سامانه یا فرد انجام می‌دهد.

The main simple purpose or operation that a thing, system, or person performs.

«کارکرد اصلی پمپ جابه‌جا کردن آب است.»

The basic function of the pump is moving water.

«تنفس یکی از کارکردهای پایهٔ بدن است.»

Breathing is a basic function of the body.

تفاوت با واژه‌های مشابه
purposeهدف

روزمره تا رسمی. وقتی بر دلیل وجود داشتن چیزی تأکید می‌شود، مانند the purpose of the tool، می‌تواند جایگزین شود؛ اما همیشه نحوهٔ کار آن را بیان نمی‌کند. برای هدف موردنظر، نه سازوکار، به کار می‌رود.

Everyday to formal. It can replace 'basic function' when emphasizing why something exists, as in 'the purpose of the tool', but it does not always describe how it operates. Choose it for intended goals rather than mechanisms.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000