clear indication
clear in·di·ca·tion/ˌklɪr ˌɪndɪˈkeɪʃən/
phrase (عبارت)formal
عبارت — نشانهٔ روشن
نشانهٔ روشندلیل آشکار
نشانهای که وضعیت یا نتیجهای را بهآسانی قابلفهم میکند.
a sign that makes a situation or result easy to understand
«سکوت او نشانهٔ روشنی از عصبانیت بود.»
“Her silence was a clear indication of anger.”
«تقاضای زیاد نشانهٔ روشنی از موفقیت است.»
“High demand is a clear indication of success.”
تفاوت با واژههای مشابه
signal— نشانه
از روزمره تا رسمی. برای نشانهای از احتمال رخ دادن چیزی، مثل a signal of change، میتواند جای clear indication بیاید؛ اما وقتی مدرک نتیجهای را ثابت میکند دقیق نیست. برای هشدارها یا نشانههای اولیه به کار میرود.
Everyday to formal. It can replace 'clear indication' for a sign that something may happen, as in 'a signal of change', but it is less exact when evidence proves a conclusion. Choose it for warnings or early signs.