colloquially
قید — محاورهای
به شیوهای که در مکالمات روزمره یا غیررسمی استفاده میشود؛ نه رسمی یا ادبی.
In a way that is used in ordinary or familiar conversation; not formal or literary.
«او اصطلاحات عامیانه را کاملاً محاورهای به کار میبرد.»
“He uses slang quite colloquially.”
«به صورت عامیانه، 'wicked' میتواند به معنای عالی باشد.»
“Colloquially, 'wicked' can mean excellent.”
تفاوت با واژههای مشابه
مترادف مستقیم. بر عدم رسمیت تأکید دارد. در بیشتر بافتهایی که 'colloquially' استفاده میشود، قابل جایگزینی است. 'او غیررسمی صحبت میکند' درست است، 'او محاورهای صحبت میکند' نیز درست است.
Direct synonym. Emphasizes lack of formality. Interchangeable in most contexts where 'colloquially' is used. 'He speaks informally' works, 'he speaks colloquially' also works.
روزمره. به شیوهای آرام و بیخیال اشاره دارد که اغلب شامل گفتار غیررسمی میشود. گاهی اوقات میتواند جایگزین 'colloquially' شود، زمانی که تأکید بر طبیعت آرام گفتار است. 'آنها بیتکلفانه گپ زدند' درست است، 'آنها محاورهای گپ زدند' نیز درست است اگر زبان غیررسمی نکته اصلی باشد.
Everyday. Suggests a relaxed, unconcerned manner, which often includes informal speech. Can sometimes replace 'colloquially' when the emphasis is on the relaxed nature of the speech. 'They chatted casually' works, 'they chatted colloquially' also works if the informal language is the key.