بازگشت

constituents

con·stit·u·ents/kənˈstɪtʃuənts/
con-together / withstituto stand / to set up-entone that performs / causing
1noun (اسم)common
plural (جمع): constituents
اجزاعناصربخش‌ها

اجزا یا بخش‌هایی که یک سیستم، شیء، یا مفهوم کلی را تشکیل می‌دهند.

The component parts that make up a whole system, object, or concept.

«اجزای شیمیایی آب هیدروژن و اکسیژن هستند.»

The chemical constituents of water are hydrogen and oxygen.

«اینها عناصر اصلی یک رژیم غذایی سالم هستند.»

These are the main constituents of a healthy diet.

تفاوت با واژه‌های مشابه
componentsاجزا، مولفه‌ها (فنی‌تر از constituents برای قطعات سازنده دستگاه‌ها و سیستم‌ها). با این حال می‌توانند در بافت‌های انتزاعی‌تر هم جایگزین شوند. مثلاً 'The components of a machine' و 'The components of a plan'. کاربرد گسترده‌تری دارد و می‌تواند جایگزین constituents شود.
elementsعناصر، ارکان (به ویژه در علوم یا بافت‌های انتزاعی). استفاده از آن در متون علمی و تحلیلی رایج است و در این بافت می‌تواند جایگزین constituents شود. مثلاً 'The elements of a chemical compound' یا 'The elements of a theory'.
ingredientsمواد تشکیل‌دهنده، محتویات (معمولاً برای مخلوط‌ها، غذاها، یا خصوصیات انتزاعی که با هم ترکیب می‌شوند). همیشه قابل تعویض نیست، به خصوص برای چیزهایی که با هم مخلوط می‌شوند. مثلاً 'The ingredients of a cake' یا 'The ingredients for success'.
متضادها
2noun (اسم)common
plural (جمع): constituents
رای‌دهندگانموکلیناهالی حوزه انتخابیه

رای‌دهنده یا ساکن یک حوزه انتخابیه که نماینده‌ای را برای نمایندگی خود انتخاب می‌کند.

A person who authorizes another to act on their behalf, typically a voter in a constituency.

«سناتور با رای‌دهندگان خود دیدار کرد تا مسائل محلی را بررسی کند.»

The senator met with his constituents to discuss local issues.

«اهالی حوزه انتخابیه از مقامات منتخب خود انتظار دارند منافعشان را نمایندگی کنند.»

Constituents expect their elected officials to represent their interests.

تفاوت با واژه‌های مشابه
votersرای‌دهندگان، انتخاب‌کنندگان (روزمره). مستقیماً به افرادی اشاره دارد که رای می‌دهند. در بافت سیاسی و در مورد رای‌گیری، کاملاً قابل تعویض است. مثلاً 'The voters went to the polls' یا 'The voters in this district'.
electorateبدنه انتخاباتی، رای‌دهندگان (رسمی/جمعی). به تمام افراد واجد شرایط رای دادن به صورت کلی اشاره دارد و نه افراد به صورت جداگانه. مثلاً 'The electorate will decide'.
متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000