displacements

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/dɪsˈpleɪsmənts/
dis-away, reverseplaceto put, set-mentresult or product
noun (اسم)commonplural (جمع): displacements

اسم — جابجایی

جابجاییانتقالتعویض محل

عمل جابه‌جایی چیزی از جای معمول یا اصلی خود

The act of moving something from its usual or original place.

«زلزله باعث جابه‌جایی عظیم خاک شد.»

The earthquake caused massive displacements of soil.

«به‌دلیل سیل، جابه‌جایی مردم رخ داد.»

Displacements of people occurred due to the flood.

تفاوت با واژه‌های مشابه
relocationجابجایی

رایج. معمولا برای انتقال افراد یا اشیا به جای جدید کاربرد دارد.

Common. Often used for moving people or objects to a new place.

shiftتغییر مکان

غیررسمی. به تغییر مکان اشاره دارد.

Informal. Refers to changing position or place.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000