بازگشت

found

/faʊnd/
1verb (فعل)common
past (گذشته): foundpast participle (مفعولی): found-ing (حال): finding3rd (سوم): finds
پیدا کردیافتکشف کرد

شکل گذشته و اسم مفعول فعل "find"؛ چیزی را کشف یا پیدا کرد.

Past simple and past participle of 'find'; discovered or located something.

«کلیدهایم را زیر مبل پیدا کردم.»

I found my keys under the sofa.

«آن‌ها نقشه‌ای قدیمی را در اتاق زیر شیروانی یافتند.»

They found an old map in the attic.

تفاوت با واژه‌های مشابه
discoveredکشف کرد. رسمی. دلالت بر یافتن چیزی جدید یا قبلاً ناشناخته دارد، اغلب از طریق کاوش یا تحقیق. "کریستف کلمب آمریکا را کشف کرد." 'Found' عمومی‌تر است.
locatedمکان‌یابی کرد. فنی/رسمی. اغلب دلالت بر استفاده از روش یا تلاش خاص برای تعیین دقیق موقعیت چیزی دارد. "نجاتگران کوهنوردان گمشده را مکان‌یابی کردند." زمانی قابل جایگزینی است که تأکید بر تعیین موقعیت دقیق باشد.
متضادها
2verb (فعل)formal
past (گذشته): foundedpast participle (مفعولی): founded-ing (حال): founding3rd (سوم): founds
تأسیس کردنبنیان نهادنپی‌ریزی کردن

تأسیس یا بنیان‌گذاری کردن (یک مؤسسه یا سازمان).

To establish or originate (an institution or organization).

«این دانشگاه در قرن پانزدهم تأسیس شد.»

The university was founded in the 15th century.

«آن‌ها یک خیریه جدید برای کمک به بی‌خانمان‌ها تأسیس کردند.»

They founded a new charity to help the homeless.

تفاوت با واژه‌های مشابه
establishتأسیس کردن. رایج/رسمی. بسیار نزدیک به معنی و اغلب قابل جایگزینی، به ویژه برای سازمان‌ها یا کسب‌وکارها. "شرکت در سال ۱۹۹۰ تأسیس شد" یا "شرکت در سال ۱۹۹۰ بنیان گذاشته شد."
createایجاد کردن. رایج. اصطلاح گسترده‌تر. 'Create' می‌تواند به ساخت هر چیز جدیدی اشاره داشته باشد، در حالی که 'found' خاص مؤسسات یا اصول است. "او یک نقاشی خلق کرد" اما "او مدرسه‌ای را بنیان نهاد."
متضادها
3adjective (صفت)technical
comparative (تفضیلی): nullsuperlative (عالی): null
یافته شدهکشف شدهپیدا شده

کشف شده یا موجود در نتیجه کشف؛ اغلب به اشیایی اشاره دارد که به جای ایجاد شدن، یافت می‌شوند.

Discovered or existing as a result of discovery; often referring to objects that are encountered rather than created.

«نمایشگاه مجموعه‌ای از اشیاء یافته شده را به نمایش گذاشت.»

The exhibition featured a collection of found objects.

«اینها عکس‌های یافته شده از یک آلبوم قدیمی هستند.»

These are found photos from an old album.

تفاوت با واژه‌های مشابه
discoveredکشف شده. رسمی. 'Discovered' بر عمل آشکار کردن چیزی جدید تأکید دارد. 'Found' عمومی‌تر است برای چیزی که صرفاً در مکانی که انتظار نمی‌رفت وجود دارد. "گنج کشف شده" در مقابل "هنر یافته شده."
متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000