hit the nail on the head

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/hɪt ðə neɪl ɑn ðə hɛd/
phrase (عبارت)common

عبارت — دقیقاً درست گفتن

دقیقاً درست گفتندست گذاشتن روی اصل مطلب

دقیقاً اصلِ موضوع یا مشکل را تشخیص دادن و بیان کردن.

To describe a situation or identify a problem exactly correctly.

«دقیقاً درست گفتی.»

You hit the nail on the head.

«نظر او دقیقاً اصل مطلب را گفت.»

Her comment hit the nail on the head.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000