hit the hay

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/hɪt ðə heɪ/
phrase (عبارت)informal

عبارت — خوابیدن

خوابیدنبه رختخواب رفتنکله گذاشتن

به رختخواب رفتن برای خوابیدن.

To go to bed in order to sleep.

«دیر وقت است، من می‌روم بخوابم.»

It's late, I'm going to hit the hay.

«بعد از یک روز طولانی کوه‌نوردی، تنها چیزی که می‌خواستم این بود که بخوابم.»

After a long day of hiking, all I wanted to do was hit the hay.

تفاوت با واژه‌های مشابه
sleepخوابیدن

بسیار رایج. کلی‌ترین اصطلاح برای عمل استراحت و بستن چشم‌ها. 'من باید بخوابم' معادل 'من باید به رختخواب بروم' است.

Very common. The most general term for the act of resting and closing one's eyes. 'I need to sleep' is equivalent to 'I need to hit the hay'.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000