hit the ground running

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

hit the ground run·ning/hɪt ðə ɡraʊnd ˈrʌnɪŋ/
phrase (عبارت)common

عبارت — با انرژی شروع به کار کردن

با انرژی شروع به کار کردنفوراً به کار افتادنبدون معطلی آغاز کردن

یک فعالیت یا شغل جدید را با انرژی و اشتیاق زیاد شروع کردن و فوراً به طور مؤثر کار کردن.

To start a new activity or job with great energy and enthusiasm, immediately working effectively.

«مدیر جدید با انرژی شروع به کار کرد و بلافاصله تغییرات ایجاد کرد.»

The new manager hit the ground running and made immediate changes.

«او مشتاق است که در نقش جدیدش با انرژی شروع به کار کند.»

She's eager to hit the ground running in her new role.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000