hit the fan

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/hɪt ðə fæn/
phrase (عبارت)informal

عبارت — وضعیت بحرانی شدن

وضعیت بحرانی شدنوقتی اوضاع خراب می‌شودفاجعه‌بار شدن

(معمولاً به صورت 'when the shit hits the fan') وضعیتی که در آن یک بحران یا فاجعه رخ می‌دهد و منجر به هرج و مرج و پیامدهای جدی می‌شود.

(Usually as 'when the shit hits the fan') A situation where a crisis or disaster erupts, leading to chaos and serious consequences.

«همه نگران بودند که وقتی حقیقت آشکار شود و اوضاع خراب شود، چه اتفاقی خواهد افتاد.»

Everyone was worried about what would happen when the truth hit the fan.

«ما به یک برنامه برای زمانی که بحران بالاخره بحرانی می‌شود، نیاز داریم.»

We need a plan for when the crisis finally hits the fan.

تفاوت با واژه‌های مشابه
eruptفوران کردن

رسمی. می‌تواند فوران ناگهانی و اغلب خشونت‌آمیز چیزی را توصیف کند. 'رسوایی فوران کرد' مشابه 'اوضاع خراب شد' است.

Formal. Can describe a sudden, often violent, outburst of something. 'The scandal erupted' is similar to 'The shit hit the fan'.

unfoldآشکار شدن

رایج. اغلب برای رویدادها، به ویژه رویدادهای منفی، که خود را آشکار می‌کنند به کار می‌رود. 'حقیقت آشکار شد' می‌تواند پیش از 'اوضاع خراب شد' بیاید.

Common. Often used for events, especially negative ones, revealing themselves. 'The truth unfolded' can precede 'the shit hit the fan'.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000