hit the pan

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/hɪt ðə pæn/
phrase (عبارت)common

عبارت — داخل تابه رفتن

داخل تابه رفتنوارد تابه شدن

برای شروع پخت‌وپز داخل تابه ریخته یا گذاشته شدن.

To be put into a pan to start cooking.

«وقتی پیازها داخل تابه رفتند، سیر را اضافه کن.»

Add the garlic when the onions hit the pan.

«ماهی با صدای جلزولز وارد تابه شد.»

The fish hit the pan with a loud sizzle.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000