inadequate

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

in·ad·e·quate/ɪnˈædɪkwət/
in-negation / notadequatesufficient / enough
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more inadequatesuperlative (عالی): most inadequate

صفت — ناکافی

ناکافینامطمئن

به اندازه کافی نیست یا کیفیت لازم را برای هدفی خاص ندارد

Not enough or not good enough for a particular purpose

«منابع ارائه شده برای پروژه ناکافی بود.»

The resources provided were inadequate for the project.

«توضیح او ناکافی بود و ما را گیج کرد.»

Her explanation was inadequate and left us confused.

تفاوت با واژه‌های مشابه
insufficientناکافی

رسمی. معمولاً جایگزین inadequate می‌شود بجز وقتی منظور کیفیت یا تناسب است — مثل insufficient funds در مقابل inadequate performance. بیشتر برای مقدار و کمیت کاربرد دارد.

Formal. Can generally replace 'inadequate' except when implying quality or suitability — e.g. 'insufficient funds' vs. 'inadequate performance'. Used more for quantity or amount.

deficientنقص‌دار

رسمی. اشاره به کمبود یا نقص دارد، معمولاً در زمینه‌های فنی یا پزشکی به کار می‌رود. در مورد کیفیت می‌تواند جایگزین باشد اما در زبان روزمره کمتر استفاده می‌شود.

Formal. Implies something is missing or lacking, often used in technical or medical contexts. Interchangeable in quality-related contexts but less so in everyday use.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000