knock some sense into

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

knock some sense in·to/nɑk sʌm sɛns ˈɪntu/
phrase (عبارت)informal

عبارت — سر عقل آوردن

سر عقل آوردنآدم کردن

با نصیحت سخت یا تنبیه، کسی را وادار به رفتار عاقلانه‌تر کردن.

To force someone to behave more sensibly, often through stern advice or punishment.

«یکی باید او را سر عقل بیاورد.»

Someone needs to knock some sense into him.

«مادرش سعی کرد او را آدم کند.»

Her mother tried to knock some sense into her.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000