بازگشت

number

num·ber/ˈnʌmbər/
1noun (اسم)common
plural (جمع): numbers
عددشماره

یک ارزش عددی که با کلمه، نماد یا رقم بیان می‌شود و یک کمیت خاص را نشان می‌دهد.

An arithmetical value, expressed by a word, symbol, or figure, representing a particular quantity.

«شماره تلفنت را بنویس.»

Write down your phone number.

«هفت یک عدد فرد است.»

Seven is an odd number.

تفاوت با واژه‌های مشابه
figureرقم، عدد (فعل اصلی: figure) و به معنای 'عدد' است. 'Figure' اغلب به نمادهای نوشتاری اعداد اشاره دارد، یا به مقادیر عددی در آمار و محاسبات. 'Figure' و 'number' در این زمینه قابل جایگزینی هستند. مثال: The figures show a decline. (اعداد نشان‌دهنده کاهش هستند.)
numeralعدد، رقم (فعل اصلی: numeral) و به معنای 'نماد عددی' است. 'Numeral' بیشتر به نمادی که برای نشان دادن یک عدد استفاده می‌شود، اشاره دارد (مثل 5 یا V). در مقایسه با 'number' که به مفهوم انتزاعی یا کمیت اشاره می‌کند، 'numeral' بیشتر به شکل نوشتاری آن مربوط است. مثال: Roman numerals are still used. (اعداد رومی هنوز استفاده می‌شوند.)
متضادها
2noun (اسم)common
plural (جمع): numbers
تعدادمقدارشمار

کمیت یا مقدار یک چیز.

A quantity or amount of something.

«تعداد زیادی از مردم شرکت کردند.»

A large number of people attended.

«تعداد کل دانش‌آموزان چقدر است؟»

What is the total number of students?

تفاوت با واژه‌های مشابه
amountمقدار، حجم (فعل اصلی: amount) و به معنای 'کمیت' است. 'Amount' معمولاً برای چیزهای غیرقابل شمارش به کار می‌رود، در حالی که 'number' برای چیزهای قابل شمارش است. بنابراین، در موارد زیادی قابل جایگزینی نیستند. مثال: A large amount of water vs. a large number of students. (مقدار زیادی آب در مقابل تعداد زیادی دانشجو.)
quantityکمیت، مقدار (فعل اصلی: quantity) و به معنای 'کمیت' است. 'Quantity' می‌تواند برای هر دو مورد قابل شمارش و غیرقابل شمارش استفاده شود، اما اغلب در بافت‌های فنی یا تجاری. در بسیاری از موارد می‌توان آن را به جای 'number' (در معنای تعداد) استفاده کرد. مثال: The quantity of items shipped. (تعداد اقلام ارسال شده.)
متضادها
3noun (اسم)common
plural (جمع): numbers
شماره (مجله)نسخه

یک شماره از یک مجله یا نشریه.

A single issue of a magazine or periodical.

«من شماره آخر آن کمیک را از دست دادم.»

I missed the last number of that comic.

«شماره ویژه کریسمس اکنون منتشر شده است.»

The special Christmas number is out now.

تفاوت با واژه‌های مشابه
issueشماره، نسخه (فعل اصلی: issue) و به معنای 'شماره (نشریه)' است. 'Issue' و 'number' در این بافت کاملاً قابل جایگزینی هستند و هر دو برای اشاره به یک نسخه خاص از یک نشریه استفاده می‌شوند. مثال: This is the latest issue/number of the magazine. (این آخرین شماره مجله است.)
editionچاپ، نسخه (فعل اصلی: edition) و به معنای 'نسخه' است. 'Edition' بیشتر به یک چاپ خاص از یک کتاب یا نشریه اشاره دارد که ممکن است با نسخه‌های دیگر متفاوت باشد (مثلاً ویرایش اول). می‌تواند در برخی بافت‌ها با 'number' همپوشانی داشته باشد، اما نه همیشه. مثال: The first edition of the book. (ویرایش اول کتاب.)
4verb (فعل)common
past (گذشته): numberedpast participle (مفعولی): numbered-ing (حال): numbering3rd (سوم): numbers
شمردنمحاسبه کردن

مقدار چیزی را تعیین کردن؛ شمردن.

To ascertain the quantity of; count.

«جمعیت حدود پنج میلیون نفر است.»

The population numbers around five million.

«ما باید جعبه‌های باقی‌مانده را بشماریم.»

We need to number the remaining boxes.

تفاوت با واژه‌های مشابه
countشمردن (فعل اصلی: count) و به معنای 'شمردن' است. 'Count' و 'number' در این مفهوم کاملاً قابل جایگزینی هستند و هر دو برای اشاره به عمل شمردن اشیا استفاده می‌شوند. 'Count' کلمه‌ای رایج‌تر و روزمره است. مثال: Please count/number the items. (لطفاً اقلام را بشمارید.)
tallyشمارش کردن، ثبت کردن (فعل اصلی: tally) و به معنای 'شمردن' یا 'ثبت شمارش' است. 'Tally' اغلب به شمردن و ثبت امتیازات یا مقادیر برای یک هدف خاص اشاره دارد. می‌تواند جایگزین 'number' شود، به خصوص در بافت‌هایی که نتیجه شمارش مهم است. مثال: They tallied/numbered the votes. (آنها آرا را شمردند.)
متضادها
5verb (فعل)common
past (گذشته): numberedpast participle (مفعولی): numbered-ing (حال): numbering3rd (سوم): numbers
شماره‌گذاری کردنرقمی کردن

به چیزی شماره اختصاص دادن.

To assign a number to something.

«هر صفحه به ترتیب شماره‌گذاری شده بود.»

Each page was numbered sequentially.

«اسناد برای ارجاع آسان شماره‌گذاری شدند.»

The documents were numbered for easy reference.

تفاوت با واژه‌های مشابه
enumerateبرشمردن، فهرست کردن (فعل اصلی: enumerate) و به معنای 'شماره‌گذاری کردن' یا 'فهرست کردن به ترتیب' است. 'Enumerate' رسمی‌تر است و اغلب برای لیست کردن موارد به ترتیب یا با شماره‌گذاری به کار می‌رود. می‌تواند جایگزین 'number' شود در بافت‌های رسمی یا نوشتاری. مثال: Please enumerate/number the reasons. (لطفاً دلایل را شماره‌گذاری/برشمارید.)
labelبرچسب زدن، علامت‌گذاری کردن (فعل اصلی: label) و به معنای 'علامت‌گذاری کردن' است. 'Label' به معنای گذاشتن یک برچسب یا علامت روی چیزی است که می‌تواند شامل یک شماره باشد. در معنای اختصاص یک شناسه عددی، می‌تواند جایگزین 'number' شود. مثال: We need to label/number each file. (ما باید هر فایل را برچسب/شماره‌گذاری کنیم.)

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000