restrictions

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

re·stric·tion/rɪˈstrɪk.ʃən/
re-again/backstrictbind/tighten-ionnoun forming suffix, indicating action or condition
noun (اسم)commonplural (جمع): restrictions

اسم — محدودیت

محدودیتقیدممنوعیت

قانون یا قانونی که محدودیت‌هایی برای انجام کارها ایجاد می‌کند.

A rule or law that limits what people can do.

«محدودیت‌هایی برای استعمال دخانیات در اماکن عمومی وجود دارد.»

There are restrictions on smoking in public places.

«دولت محدودیت‌هایی برای سفر وضع کرد.»

The government imposed restrictions on travel.

تفاوت با واژه‌های مشابه
limitمحدودیت

روزمره. وقتی تأکید روی یک حد یا مقدار ماکزیمم است جایگزین restriction می‌شود؛ مثلاً speed limit و نه speed restriction.

Common. Can replace 'restriction' when emphasizing a boundary or maximum; for example, 'speed limit' vs 'speed restriction'.

constraintمحدودیت

رسمی. بیشتر در متون تخصصی یا انتزاعی کاربرد دارد و کمتر در گفتار روزمره استفاده می‌شود. در متون رسمی جایگزین restriction می‌شود.

Formal. Often used in abstract or technical contexts; less common in everyday speech. Can replace 'restriction' in formal texts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000