revelation

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

rev·e·la·tion/ˌrɛvəˈleɪʃən/
re-againvealto uncover, to show-ationthe act or process
1noun (اسم)commonplural (جمع): revelations

اسم — اشکارسازی

اشکارسازیفاش شدنکشف

اطلاعات یا واقعیاتی که پیش‌تر ناشناخته بودند و حالا آشکار می‌شوند.

A surprising or previously unknown fact that is made known.

«آشکار شدن راز همه را شوکه کرد.»

The revelation of the secret shocked everyone.

«آشکارسازی ناگهانی او برنامه‌های ما را تغییر داد.»

Her sudden revelation changed our plans.

تفاوت با واژه‌های مشابه
disclosureافشا

رسمی. وقتی بر افشا شدن رسمی یا عمدی تأکید باشد جایگزین است، مثلاً «افشای اسرار» درست است ولی «افشای احساسات» کمتر رایج است.

Formal. Can replace 'revelation' when emphasizing official or intentional making known, e.g. 'disclosure of secrets' works but 'disclosure of feelings' is less usual.

discoveryکشف

رایج. وقتی به یافتن چیزی جدید اشاره دارد جایگزین است اما «کشف» بیشتر به کشفی فیزیکی یا علمی دلالت دارد در حالی که «آشکارسازی» می‌تواند انتزاعی یا تعجب‌آور باشد.

Common. Interchangeable when referring to finding something new but 'discovery' often implies a physical or scientific finding, while 'revelation' can be more abstract or surprising.

متضادها
2noun (اسم)formalplural (جمع): revelations

اسم — وحی

وحیالهام

آشکار شدن چیزی ماوراء طبیعی یا الهی که به انسان‌ها پیرامون وجود یا جهان اطلاع می‌دهد.

A divine or supernatural disclosure to humans of something relating to human existence or the world.

«پیامبر وحی‌ای از خدا دریافت کرد.»

The prophet received a revelation from God.

«متون دینی حاوی بسیاری از وحی‌ها هستند.»

Religious texts contain many revelations.

تفاوت با واژه‌های مشابه
epiphanyاشراق

رسمی/ادبی. وقتی به درک ناگهانی یا تجلی معنوی اشاره دارد قابل تعویض است ولی «اشراق» شخصی‌تر و کمتر مذهبی است.

Formal/literary. Sometimes used interchangeably when referring to sudden insight or spiritual manifestation, but 'epiphany' is more personal and less commonly religious.

visionرؤیا/دید الهی

رایج. در زمینه‌های مذهبی اغلب قابل تعویض است اما «رؤیا» معمولاً تجربه بصری را نیز شامل می‌شود.

Common. Often interchangeable in religious contexts but 'vision' can imply a visual experience rather than just information revealed.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000