بازگشت

runner

run·ner/ˈrʌn.ɚ/
runto move quickly on foot-erdoer of an action / one who
1noun (اسم)common
plural (جمع): runners
دوندہورزشکار دو

فردی که می‌دود، مخصوصاً به عنوان ورزش یا تمرین.

A person who runs, especially as a sport or exercise.

«او دوندہ‌ای ماهر است که به صورت ملی مسابقه می‌دهد.»

She is a talented runner who competes nationally.

«هر صبح، دوندہ در پارک آهسته می‌دود.»

Every morning, the runner jogs in the park.

تفاوت با واژه‌های مشابه
joggerآدم آهسته‌دو

روزمره. به کسی گفته می‌شود که آرام می‌دود برای ورزش. در موقعیت‌های غیررسمی ورزشی قابل جایگزینی است ولی در مسابقه نه.

Everyday. Refers to someone who runs slowly for exercise. Can replace 'runner' in informal exercise contexts but not in races or competitions.

athleteورزشکار

رسمی. به تمام ورزشکاران گفته می‌شود. فقط وقتی بخواهیم ورزشکاری را تأکید کنیم می‌توان جایگزین runner کرد.

Formal. Broader term including all sports people. Can replace 'runner' only when emphasizing athleticism, not just running.

متضادها
2noun (اسم)common
plural (جمع): runners
قالیچه راه‌روفرش باریک

نوار باریک فرش یا پارچه‌ای که روی زمین یا پله‌ها پهن می‌شود.

A narrow strip of carpet or fabric placed on a floor or stairs.

«آن‌ها یک قالیچهٔ راهروی قرمز خریدند.»

They bought a red runner for the hallway.

«قالیچهٔ باریک روی پله‌ها تازه تمیز شده بود.»

The runner on the stairs was recently cleaned.

تفاوت با واژه‌های مشابه
carpet runnerقالیچه باریک

فنی/خانه. به قالیچه‌های باریکی گفته می‌شود که در راهرو یا پله پهن می‌شوند. در این معنا با runner قابل جایگزینی است.

Technical/home decor. Specifically refers to narrow carpets placed in hallways or stairs. Interchangeable with this sense of 'runner'.

rugفرش کوچک

معمولی. به پوشش‌های کف گفته می‌شود اما معمولاً بزرگ‌تر است و نمی‌تواند همیشه جایگزین runner روی پله شود.

Common. Broader term for floor coverings but usually larger or different shape. Cannot always replace runner on stairs.

متضادها
3noun (اسم)formal
plural (جمع): runners
پاگشاپیام‌رسان پیاده

فرد یا حیوانی که پیام یا کالا را پیاده منتقل می‌کند.

A person or animal used to deliver messages or goods on foot.

«پاگشا نامه را به فرمانده رساند.»

The runner delivered the letter to the commander.

«در شرایط اضطراری، پیام‌رسان‌های پیاده به کار گرفته می‌شدند.»

In emergencies, runners were used to send messages.

تفاوت با واژه‌های مشابه
messengerپیام‌رسان

معمولی/رسمی. به فردی که پیام می‌رساند گفته می‌شود؛ با runner قابل تعویض است ولی runner بیشتر پای پیاده است.

Common/formal. General term for someone delivering messages; interchangeable but 'runner' implies foot delivery.

courierپیک

رسمی. معمولاً پیک سریع است و ممکن است با وسیله نقلیه باشد؛ کمتر جایگزینی برای runner پای پیاده است.

Formal. Usually implies faster, sometimes by vehicle. Less interchangeable with foot runner meaning.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000