بازگشت

take off

/teɪk ɔːf/
taketo grasp or getoffaway from a place or position
1phrasal verb (فعل عبارتی)common
برخاستنبلند شدن

برخاستن هواپیما و شروع به پرواز کردن.

To leave the ground and begin to fly (of an aircraft).

«هواپیما به موقع برخاست.»

The plane took off on time.

«لطفاً پیش از برخاستن کمربند ایمنی خود را ببندید.»

Please fasten your seatbelt before takeoff.

متضادها
2phrasal verb (فعل عبارتی)common
درآوردنکندن

درآوردن چیزی، به‌ویژه لباس یا لوازم جانبی.

To remove something, especially clothing or accessories.

«او چون گرم بود ژاکتش را درآورد.»

She took off her jacket because it was hot.

«لطفاً پیش از ورود کفش‌هایتان را دربیاورید.»

Please take off your shoes before entering.

تفاوت با واژه‌های مشابه
removeبرداشتن

رسمی. در موقعیت‌های رسمی جایگزین take off می‌شود؛ در مکالمه کمتر رایج است.

Formal. Can replace 'take off' in formal contexts; less common in casual speech.

undressلباس درآوردن

رایج. عمدتاً برای درآوردن لباس استفاده می‌شود؛ برای سایر وسایل مانند کلاه به کار نمی‌رود.

Common. Primarily for taking off clothes; not for other items like hats.

3phrasal verb (فعل عبارتی)common
فرار کردنگریختنرفته شدن

ناگهان جایی را ترک کردن یا فرار کردن.

To suddenly leave or escape from a place.

«دزد پیش از رسیدن پلیس فرار کرد.»

The thief took off before the police arrived.

«او به محض شنیدن خبر فرار کرد.»

He took off as soon as he heard the news.

تفاوت با واژه‌های مشابه
escapeفرار کردن

رایج. در زمینه فرار کردن جایگزین take off می‌شود؛ رسمی‌تر یا دراماتیک‌تر است.

Common. Can replace 'take off' in contexts of fleeing; more formal or dramatic.

run awayگریختن

روزمره. برای ترک سریع جایی، اغلب منفی، جایگزین take off است.

Everyday. Interchangeable with 'take off' for leaving quickly, often with a negative connotation.

متضادها
4phrasal verb (فعل عبارتی)common
موفق شدنکامیاب شدنرشد سریع داشتن

به طور ناگهانی موفق یا محبوب شدن.

To become suddenly successful or popular.

«بعد از فیلم جدید، حرفه او واقعاً پیشرفت کرد.»

Her career really took off after the new movie.

«محصول به دلیل تبلیغات عالی خیلی موفق شد.»

The product took off thanks to great marketing.

تفاوت با واژه‌های مشابه
succeedموفق شدن

رسمی. به موفقیت کلی اشاره می‌کند، ولی take off به رشد سریع می‌پردازد.

Formal. Means success generally, but 'take off' implies rapid rise specifically.

boomرشد سریع

غیررسمی. برای رشد سریع به‌ویژه در کسب‌وکار یا محبوبیت به کار می‌رود.

Informal. Used for rapid growth, especially in business or popularity.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000