inertia

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

in·er·tia/ɪˈnɜːrʃə/
in-notertrelated to movement or force (from Latin 'iners' meaning inactive)-iacondition or state
1noun (اسم)common

اسم — اینرسی

اینرسیاصطکاک بی‌حرکتی

تمایل جسم به مقاومت در برابر تغییر حالت حرکت یا سکون خود.

The tendency of an object to resist changes in its state of motion or rest.

«اینرسی خودرو باعث می‌شود پس از خاموش شدن موتور به حرکت ادامه دهد.»

A car's inertia keeps it moving forward after the engine stops.

«اینرسی باعث سختی شروع حرکت یک جسم سنگین می‌شود.»

Inertia makes it hard to start moving a heavy object.

تفاوت با واژه‌های مشابه
inactivityبی‌تحرکی

متداول. در زمینه بی‌حرکتی جایگزین می‌شود اما در مباحث فیزیکی ناهم‌معنی است.

Common. Interchangeable in contexts of lack of activity but not in physical or scientific contexts of motion — e.g. 'inertia of the object' differs from 'inactivity of the object'.

متضادها
2noun (اسم)common

اسم — خمودی

خمودیبی‌تحرکی

عدم فعالیت، پیشرفت یا تغییر، به‌خصوص وقتی که مشکل‌ساز باشد.

Lack of activity, progress, or change, especially when this causes problems.

«شرکت دچار خمودی است و در نوآوری کند عمل می‌کند.»

The company suffers from inertia and is slow to innovate.

«غلبه بر بی‌تحرکی در یک تیم برای پیشرفت ضروری است.»

Overcoming inertia in a team is essential for progress.

تفاوت با واژه‌های مشابه
stagnationسکون

رسمی. در زمینه‌های اجتماعی و اقتصادی به جای اینرسی برای سکون و رکود به کار می‌رود، اما در فیزیک کاربرد ندارد.

Formal. Can replace inertia when referring to lack of progress or development in social, economic, or political contexts, but not in physics.

apathyبی‌تفاوتی

متداول. به بی‌علاقگی یا عدم اشتیاق اشاره دارد نه اینرسی فیزیکی، معمولاً در روانشناسی به کار می‌رود.

Common. Refers to lack of interest or enthusiasm, not exactly physical inertia, usually used in psychological contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000