بازگشت

reproduce

re·pro·duce/ˌriːprəˈdjuːs/
re-again / backproduceto create / bring forth
1verb (فعل)common
تکثیر کردنرونوشت گرفتنبازتولید کردن

ایجاد یا ساخت یک نسخه یا شبیه‌سازی از چیزی

To make a copy of something or create a likeness

«هنرمند تلاش کرد نقاشی را به‌طور کامل بازتولید کند.»

The artist tried to reproduce the painting perfectly.

«این دستگاه می‌تواند نسخه‌های دقیقی از اسناد تکثیر کند.»

The machine can reproduce exact copies of documents.

تفاوت با واژه‌های مشابه
copyرونوشت گرفتن

روزمره. وقتی می‌خواهیم نسخه‌های مشابه بسازیم جایگزین reproduce می‌شود، مثلاً 'کپی کردن سند'، ولی برای تولیدمثل کاربرد ندارد.

Everyday. Interchangeable with reproduce when making identical copies, e.g. 'copy a document', but not for biological reproduction.

duplicateتکثیر کردن

رسمی. معمولاً برای نسخه‌های قانونی یا رسمی به کار می‌رود و در این زمینه‌ها جایگزین reproduce است، اما برای معنی زیستی نیست.

Formal. Often used for legal or official copies and documents. Interchangeable with reproduce in those contexts but not for biological meaning.

متضادها
2verb (فعل)common
تکثیر کردنبارداری کردنزادوولد داشتن

تولیدمثل کردن و به وجود آوردن فرزند یا موجودات جدید به صورت زیستی

To produce offspring or new individuals biologically

«بسیاری از حیوانات در بهار تولیدمثل می‌کنند.»

Many animals reproduce in the spring.

«باکتری‌ها در شرایط مناسب به سرعت تکثیر می‌شوند.»

Bacteria reproduce quickly under good conditions.

تفاوت با واژه‌های مشابه
breedتولیدمثل کردن

روزمره. در زمینه‌ی زیستی به‌ویژه برای حیوانات و گیاهان جایگزین reproduce است، مانند 'تولیدمثل حیوانات'.

Everyday. Interchangeable in biological contexts, especially for animals and plants, e.g. 'breed animals'.

multiplyتکثیر یافتن

متداول. مخصوصاً برای افزایش سریع تعداد به کار می‌رود، هم برای جانداران و هم سلول‌ها و وقتی رشد مدنظر است جایگزین reproduce است.

Common. Used especially for rapid increase in number, both for organisms and cells. Can replace reproduce when emphasizing growth.

متضادها
3verb (فعل)formal
دوباره ایجاد کردنشبیه‌سازی کردنبازآفرینی کردن

دوباره ایجاد کردن یا باعث شدن که نتیجه‌ها مشابه باشد

To make something happen again or bring about the same results

«دانشمندان تلاش کردند نتایج آزمایش را بازتولید کنند.»

Scientists tried to reproduce the experiment results.

«نرم‌افزار می‌تواند خطا را به طور مداوم شبیه‌سازی کند.»

The software can reproduce the error consistently.

تفاوت با واژه‌های مشابه
replicateتکرار کردن

رسمی/علمی. برای کپی‌برداری دقیق یا تکرار آزمایش به‌کار می‌رود. در علوم جایگزین reproduce می‌شود اما در زبان روزمره کمتر به کار می‌رود.

Formal/scientific. Used for precise copying or repeating an experiment or process. Interchangeable in science contexts but less common in everyday language.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000