acerbic

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

a·cer·bic/əˈsɜːrbɪk/
1adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more acerbicsuperlative (عالی): most acerbic

صفت — ترش و تند

ترش و تندتلخگس

دارای طعم ترش، تلخ یا گس؛ گزنده و تند.

Having a sour or bitter taste; sharp and harsh.

«میوه نرسیده طعم گس و تندی داشت.»

The unripened fruit had an acerbic flavor.

«او شراب را برای سلیقه‌اش بیش از حد تند یافت.»

He found the wine to be too acerbic for his liking.

تفاوت با واژه‌های مشابه
sourترش
bitterتلخ
متضادها
2adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more acerbicsuperlative (عالی): most acerbic

صفت — تند و تیز

تند و تیزگزندهطعنه‌آمیزانتقادی

(به ویژه در مورد گفتار یا سبک نوشتار یک شخص) تند، گزنده و همراه با انتقاد هوشمندانه.

(Especially of a person's speech or style) sharp and forthright; incisive or critical.

«اظهارنظرهای گزنده او در جلسه برخی از حاضران را ناراحت کرد.»

Her acerbic comments during the meeting upset some attendees.

«او به خاطر طنز تند و پاسخ‌های سریعش شناخته شده بود.»

He was known for his acerbic wit and quick replies.

تفاوت با واژه‌های مشابه
sarcasticکنایه‌آمیز
causticبرنده
sharpتند
متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000