become widespread

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

be·come wide·spread/bɪˈkʌm ˈwaɪdspred/
phrase (عبارت)common

عبارت — فراگیر شدن

فراگیر شدنگسترده شدنرواج پیدا کردن

در جاهای زیاد یا میان افراد بسیاری رواج پیدا کردن.

To start existing or happening in many places or among many people.

«کار از راه دور پس از همه‌گیری فراگیر شد.»

Remote work became widespread after the pandemic.

«این روش در مدرسه‌ها رواج پیدا کرد.»

The practice became widespread in schools.

تفاوت با واژه‌های مشابه
spreadگسترش یافتن

روزمره است. برای ایده، خبر یا بیماری می‌تواند جای این عبارت بیاید: the rumor spread درست است، اما همیشه تأکید نمی‌کند که به جاهای زیادی رسیده است. برای فرایند پخش شدن به کار می‌رود.

Everyday. It can replace this phrase for ideas, news, or disease: 'the rumor spread' works, but it does not always stress that it reached many places. Use it for the process of moving outward.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000