closely tied

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

close·ly tied/ˈkloʊsli taɪd/
1phrase (عبارت)common

عبارت — به‌طور تنگاتنگ پیوندخورده

به‌طور تنگاتنگ پیوندخوردهوابستهٔ نزدیک

با فرد، گروه یا چیز دیگری پیوندی محکم داشتن یا به آن وابسته بودن.

Strongly connected or dependent on another person, group, or thing.

«اقتصادهای آن‌ها به‌طور تنگاتنگی به هم وابسته‌اند.»

Their economies are closely tied.

«کار او پیوند نزدیکی با پژوهش دارد.»

Her work is closely tied to research.

تفاوت با واژه‌های مشابه
dependentوابسته

رایج. وقتی چیزی به چیز دیگری نیاز دارد می‌تواند جایگزین شود، مثل «فروش به تقاضا وابسته است»، اما بیشتر بر نیاز و اتکا تمرکز دارد تا رابطهٔ دوسویه. وقتی وابستگی نکتهٔ اصلی است به کار می‌رود.

Common. It can replace 'closely tied' when one thing needs another, as in 'sales are dependent on demand', but it focuses on reliance rather than a two-way relationship. Choose it when dependence is the main point.

متضادها
2phrase (عبارت)common

عبارت — محکم بسته‌شده

محکم بسته‌شدهمحکم گره‌خورده

با نخ، طناب یا بست دیگری محکم به هم گره خورده یا بسته شده بودن.

Fastened tightly together with string, rope, or another binding.

«بسته‌ها با نخ محکم بسته شده بودند.»

The packages were closely tied with string.

«گیاه‌ها را محکم به قاب ببندید.»

Keep the plants closely tied to the frame.

تفاوت با واژه‌های مشابه
fastenedبسته‌شده

روزمره. برای اشیایی که محکم به هم بسته شده‌اند می‌تواند جایگزین شود، مثل «جعبه محکم بسته شده بود»، اما لزوماً گره یا طناب را نمی‌رساند. برای هر اتصال فیزیکیِ مطمئن به کار می‌رود.

Everyday. It can replace 'closely tied' for objects secured together, as in 'the box was fastened', but it does not imply that a knot or rope was used. Choose it for any secure physical attachment.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000