بازگشت

con

/kɒn/
1noun (اسم)common
plural (جمع): cons
کلاهبرداریفریبدغل‌بازی

فریبی که برای گول زدن یا کلاهبرداری از کسی انجام می‌شود

A trick or deception intended to cheat someone

«او قربانی یک کلاهبرداری شد و پولش را از دست داد.»

He fell victim to a con and lost his money.

«کلاهبردار با فریب، او را به دادن اطلاعات شخصی وادار کرد.»

The con tricked her into giving personal details.

تفاوت با واژه‌های مشابه
scamکلاهبرداری

غیررسمی. معمولاً به جای con برای طرح‌های غیرقانونی به کار می‌رود — کلمه scam بیشتر به کلاه‌برداری‌های بزرگ و سازمان‌یافته اشاره دارد.

Informal. Can replace 'con' especially for illegal schemes — 'a scam' is often larger and more organized. 'Con' is broader, including small tricks.

fraudکلاهبرداری

رسمی. بیشتر در زمینه‌های حقوقی به کار می‌رود؛ وقتی صحبت از فریب قانونی است به جای con استفاده می‌شود.

Formal. Used legally and officially; can replace 'con' when referring to criminal deception but 'con' is more casual.

متضادها
2verb (فعل)common
past (گذشته): connedpast participle (مفعولی): conned-ing (حال): conning3rd (سوم): cons
فریب دادنکلاه‌برداری کردن

با فریب دادن کسی او را گول زدن یا کلاه‌برداری کردن

To trick or cheat someone by deception

«آن‌ها با فریب پول‌های پس‌اندازش را گرفتند.»

They conned him out of his savings.

«او توسط یک خیریه تقلبی فریب خورد.»

She was conned by a fake charity.

تفاوت با واژه‌های مشابه
swindleفریب دادن

رسمی. معنی کلاه‌برداری مالی برنامه‌ریزی‌شده دارد و رسمی‌تر از con است.

Formal. Refers to cheating someone out of money or possessions, often in a planned way. Similar to 'con' but more formal.

deceiveفریب دادن

رسمی و عمومی. وسیع‌تر از con است و همیشه به کلاه‌برداری مالی اشاره ندارد.

Formal/wide usage. Broader than 'con', means to mislead or trick but not always for monetary gain.

متضادها
3noun (اسم)informal
plural (جمع): cons
جلسه رسمیمحفل

مطالعه یا مرور دقیق، معمولاً در زمینه آموزش (مختصر کلمه 'convocation')

A detailed study or review, especially in education (short for 'convocation')

«محفل سالانه برای همه اعضا برگزار شد.»

The annual con was held for all members.

«او آخر هفته گذشته در کنفرانس علمی شرکت کرد.»

She attended the science con last weekend.

تفاوت با واژه‌های مشابه
meetingجلسه

رایج. واژه‌ی عمومی برای جلسات؛ گاهی در آموزش به جای con استفاده می‌شود.

Common. General term for gatherings, sometimes interchangeable with 'con' in educational context.

convocationمحفل رسمی

رسمی. به جلسات رسمی دانشگاهی اشاره دارد و رسمی‌تر از con است.

Formal. Specifically refers to official university gatherings, more formal than 'con'.

4verb (فعل)informal
past (گذشته): connedpast participle (مفعولی): conned-ing (حال): conning3rd (سوم): cons
مرور کردنمطالعه کردن

مورد مطالعه یا مرور دقیق قرار دادن، به‌ویژه برای امتحان (غیررسمی)

To study or review carefully, especially before an exam (informal)

«باید قبل از امتحان یادداشت‌هایم را مرور کنم.»

I need to con my notes before the test.

«دیشب ساعت‌ها درس خواند.»

She conned for hours last night.

تفاوت با واژه‌های مشابه
studyمطالعه کردن

رایج. واژه عمومی برای یادگیری؛ در مرور امتحان به صورت غیررسمی جایگزین con می‌شود.

Common. General term for learning; interchangeable with 'con' in informal exam prep contexts.

cramشب امتحان درس خواندن

غیررسمی. به درس خواندن فشرده و عجولانه شب امتحان اشاره دارد؛ گاه هم معنی con است.

Informal. Implies intense, last-minute studying; sometimes overlaps with 'con'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000