look up
فعل عبارتی — جستوجو کردن
برای یافتن اطلاعات، چیزی را در کتاب، پایگاه داده یا اینترنت جستوجو کردن.
To search for information in a book, database, or online source.
«این واژه را در فرهنگ لغت جستوجو کن.»
“Look up the word in a dictionary.”
«شماره تلفنش را در اینترنت پیدا کردم.»
“I looked up her phone number online.”
تفاوت با واژههای مشابه
روزمره. در search for the address میتواند جای آن بیاید، اما look up معمولاً یعنی برای یک اطلاعات مشخص به منبعی مراجعه کردن.
Everyday. It can replace 'look up' in 'search for the address,' but 'look up' usually means consulting a reference source for a specific fact.
فعل عبارتی — به بالا نگاه کردن
چشمها یا نگاه خود را به سمت بالا بردن.
To raise your eyes or direct your gaze upward.
«او به ماه روشن نگاه کرد.»
“She looked up at the bright moon.”
«هنگام ردشدن از خیابان سرت را بالا بگیر.»
“Look up when you cross the street.”
تفاوت با واژههای مشابه
ادبی. در gaze upward برای نگاهِ طولانی مناسب است، اما look up خنثی است و ممکن است فقط لحظهای باشد.
Literary. It can fit 'gaze upward' for a sustained look, but 'look up' is neutral and may be only momentary.
متضادها
فعل عبارتی — رو به بهبود رفتن
بهتر شدن یا نشانههای امید و موفقیت پیدا کردن.
To improve or become more hopeful or successful.
«اوضاع بالاخره برای ما رو به بهبود است.»
“Things are finally looking up for us.”
«بعد از پیشنهاد شغلی، اوضاع بهتر شد.»
“After the job offer, things looked up.”
تفاوت با واژههای مشابه
روزمره. بهطور کلی میتواند جای things are looking up بیاید، اما این عبارت اصطلاحیتر و امیدوارانهتر است.
Everyday. It can replace 'things are looking up' in a general sense, but the phrase is more idiomatic and optimistic.