models

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

mod·el/ˈmɒd.əl/
1noun (اسم)commonplural (جمع): models

اسم — مدل (1)

مدلنمونهالگو

نمایشی ساده‌شده یا نمونه‌ای برای توضیح یا نمایش یک چیز.

A simplified representation or example of something, often used to explain or demonstrate it.

«دانشمند برای توضیح منظومه شمسی از یک مدل استفاده کرد.»

The scientist used a model to explain the solar system.

«این مدل ساختار مولکول را نشان می‌دهد.»

This model shows the structure of the molecule.

تفاوت با واژه‌های مشابه
prototypeنمونه اولیه

رسمی. معمولاً به نمونه اولیه قبل از نهایی شدن طراحی اشاره دارد. در مورد مدل‌های کلی جایگزین نیست.

Formal. Usually refers to the first or preliminary model before finalizing the design. Not interchangeable when referring to generic representations.

exampleمثال

روزمره. واژه عمومی‌تر برای نشان دادن یک چیز است. وقتی فقط یکی از موارد متعدد مد نظر است، جایگزین مدل می‌شود.

Everyday. A more general term used to illustrate or demonstrate something. Can replace model when highlighting one of many cases.

متضادها
2noun (اسم)commonplural (جمع): models

اسم — مدل (2)

مدلمانکن

فردی که معمولاً به صورت حرفه‌ای لباس یا محصولات را نمایش می‌دهد تا آنها را معرفی کند.

A person, often professionally, who displays clothes or products to promote them.

«او یک مدل لباس معروف است.»

She is a famous fashion model.

«مدل مجموعه جدید را روی صحنه نمایش داد.»

The model wore the new collection on the runway.

تفاوت با واژه‌های مشابه
mannequinمانکن

فنی. معمولاً به مانکن‌های بی‌حرکت اشاره دارد، نه افراد زنده. در معنای مدل انسانی جایگزین نیست.

Technical. Usually refers to a mannequin (non-living display figure), not a live person. Not interchangeable when meaning a living model.

fashion modelمدل لباس

روزمره/رسمی. مخصوص کسانی که لباس نمایش می‌دهند. در زمینه مد با مدل قابل جایگزینی است.

Everyday/formal. Specifically refers to models who display clothing. Interchangeable with model in fashion contexts.

متضادها
3verb (فعل)formalpast (گذشته): modeledpast participle (مفعولی): modeled-ing (حال): modeling3rd (سوم): models

فعل — مدلسازی کردن

مدلسازی کردننمونه‌سازی

ایجاد نمایشی از چیزی، معمولاً به صورت سه‌بعدی یا دیجیتال.

To create a representation of something, often in three dimensions or digitally.

«مهندس با نرم‌افزار کامپیوتری پل را مدلسازی کرد.»

The engineer modeled the bridge using computer software.

«آنها داده‌ها را مدل‌سازی کردند تا روندهای آینده را پیش‌بینی کنند.»

They modeled the data to predict future trends.

تفاوت با واژه‌های مشابه
simulateشبیه‌سازی کردن

رسمی/فنی. بیشتر به تقلید فرآیند اشاره دارد، نه همیشه به ساخت جسم یا شیء قابل دیدن. همیشه جایگزین نیست.

Technical/formal. Focuses on imitation or reproduction of a process or system, not always producing a physical or visible object. Not always interchangeable.

shapeشکل دادن

روزمره. کلی‌تر و کمتر فنی است. وقتی منظور شکل دادن باشد می‌تواند جایگزین شود اما کمتر دقیق است.

Everyday. More general and less technical. Can replace model when meaning forming or creating shape but less precise.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000